شدت وضوح

ماهی کوچولو درون آب از این‌طرف به آن‌طرف می‌رفت. گاه دمی می‌جنباند گاه نوکی به علف‌های سطح آب می‌زد و … . روزی نزد مادرش رفت و گفت: «مادر جان! این آب که می‌گویند، چیست؟ کجاست؟ پس چرا ما آب نداریم؟» مادر با مهربانی لبخندی زد و گفت: «عزیزکم! آب همین است که در آن شنا می‌کنی ما این‌همه آب داریم» ولی ماهی کوچولو نمی‌توانست این سخنان را درک کند تا این که روزی که به سطح آب آمده بود؛ ناگاه خود را درون یک سبد پلاستیکی یافت [کودکی بازی‌گوش او را از آب گرفته بود] تمام عالم در نظرش سیاه شد و اگر اندکی دیرتر درون تنگ آب می‌افتاد … .

آنجا بود که با همه‌ی وجود فهمید آب چیست.

حالِ ما انسان‌ها حال همین ماهی کوچولو است آن‌قدر در نعمت‌های الهی غرقیم که آن‌ها را نمی‌بینیم؛ کافی است گاهی اندکی از این نعمت‌ها از ما گرفته شود تا با همه وجود آن‌ها را درک کنیم. گاه خاری کوچک که به دستمان فرو می‌رود سفیر الهی است برای آن‌که به ما بگوید: «نعمت سلامت را ببین»

یکی از فلسفه‌ها و آثار هر بلا و سختی نیز در زندگی انسان نشان‌دادن همین نعمت‌هایی است که از فرط وضوح دیده نمی‌شوند.

اگر چشم‌ها را کاملاً بگشاییم نعمت‌های کثیر و عظیم الهی را خواهیم دید.

برگرفته از کتاب «جرقه»  محصول موسسه آرامش جاویدان

MAHI3

کتابهای منتشره(لینک):

۱- تلنگر

۲- جرقه

۳- آرامش

۴- تحفه

۵- بانو

۶- مسافر

۷- اگر خدا نباشد

۸- اخلاق تدریس

۹- اخلاق کارمندی به ضمیمه اخلاق مدیریت